تاسیسات صنعتی و ساختمانی

اجرای تاسیسات صنعتی و لوله کشی ساختمان-طراحی سیستم های تبرید و سردخانه-مبدل های حرارتی-بهینه سازی مصرف انرژی

تاسیسات صنعتی و ساختمانی

اجرای تاسیسات صنعتی و لوله کشی ساختمان-طراحی سیستم های تبرید و سردخانه-مبدل های حرارتی-بهینه سازی مصرف انرژی

  • ۰
  • ۰

رساله gl/l (1208)

جوشکاری یکی از روشهای تولید می‌باشد. هدف آن اتصال دایمی مواد مهندسی (فلز، سرامیک، پلیمر، کامپوزیت) به یکدیگر است
فهرست مندرجات

۱ پیشینه

۲ فرایندهای جوشکاری

۲.۱ فرایندهای جوشکاری با قوس الکتریکی

۲.۲ فرایندهای جوشکاری مقاومتی

۲.۳ فرایندهای جوشکاری حالت جامد

۲.۴ فرایندهای اکسی فیول

۲.۵ فرایند جوشکاری با لیزر

۲.۶ فرایند جوشکاری با باریکه الکترونی

۳ کنترل کیفیت و بازرسی

۴ ایمنی و بهداشت کار در جوشکاری

۵ مراکز و موسسه‌های جوشکاری

۶ منابع

پیشینه

موسیان در ۱۸۸۱ قوس کربنی را برای ذوب فلزات مورد استفاده قرار داد.

اسلاویانوف الکترودهای قابل مصرف را در جوشکاری به کار گرفت.

ژول در ۱۸۵۶ به فکر جوشکاری مقاومتی افتاد

لوشاتلیه در ۱۸۹۵ لوله اکسی استیلن را کشف و معرفی کرد.

الیهوتامسون آمریکائی از جوشکاری مقاومتی در سال ۷-۱۸۷۶ استفاده کرد.

در جریان جنگهای جهانی اول و دوم جوشکاری پیشرفت زیادی کرد. احتیاجات بشر به اتصالات مدرن – سبک – محکم و مقاوم در سالهای اخیر و مخصوصاً بیست سال اخیر سبب توسعه سریع این فن شده‌است.

فرایندهای جوشکاری

فرایندهای جوشکاری با قوس الکتریکی

جریان الکتریکی از جاری شدن الکترونها در یک مسیر هادی به وجود می‌آید. هرگاه در مسیر مذکور یک شکاف هوا(گاز)ایجاد شود جریان الکترونی و در نتیجه جریان الکتریکی قطع خواهد شد. چنانچه شکاف هوا باندازه کافی باریک بوده و اختلاف پتانسیل و شدت جریان بالا، گاز میان شکاف یونیزه شده و قوس الکتریکی برقرار می‌شود. از قوس الکتریکی به عنوان منبع حرارتی در جوشکاری استفاده می‌شود.روشهای جوشکاری با قوس الکتریکی عبارت‌اند از:

جوشکاری با الکترود دستی یا MAW

جوشکاری زیر پودریSMAW

جوشکاری با گاز محافظ یا GMAW یا MIG/MAG

جوشکاری با گاز محافظ و الکترود تنگستنی یا GTAW یا TIG

جوشکاری پلاسما

فرایندهای جوشکاری مقاومتی

در جوشکاری مقاومتی برای ایجاد آمیزش از فشار و گرما هردو استفاده می‌شود.گرما به دلیل مقاومت الکتریکی قطعات کار و تماس آنها در فصل مشترک به وجود می‌آید. پس از رسیدن قطعه به دمای ذوب و خمیری فشار برای آمیخته دو قطعه بکار می‌رود.در این روش فلز کاملاً ذوب نمی‌شود. گرمای لازم از طریق عبور جریان برق از قطعات بدست می‌آید.روشهای جوشکاری مقاومتی عبارت‌اند از:

جوش نقطه‌ای

درز جوشی

جوش تکمه‌ای

فرایندهای جوشکاری حالت جامد

دسته‌ای از فرایندهای جوشکاری هستند که در آنها، عمل جوشکاری بدون ذوب شدن لبه‌ها انجام می‌شود. در واقع لبه‌ها تحت فشار با حرارت یا بدون حرارت در همدیگر له می‌شوند. فرایندهای این گروه عبارت‌اند از:

جوشکاری اصطکاکی'متن سیاه'متن سیاهمتن ایتالیکمتن سیاه

جوشکاری نفوذی

جوشکاری با امواج مافوق صوت

جوشکاری حالت جامد : اخیراً ثابت شده‌است که فلزات در دمای اتاق هم قابل اتصالند . این عمل توسط ایجاد پیوندهای فلزی در دو سطح مورد اتصال ، انجام می‌گیرد . بطور ایده آل ، تشکیل اتصال فلزی بوسیلهٔ جوشکاری سرد ، و یا پیوند ( Bonding ) بطریق زیر متصور است : دو قطعهٔ بسیار صیقلی و تمیز در اختیار است . هرکدام از ایندو، مجموعه‌ای از بارهای (+) و (-) می‌باشد به گونه‌ای که هر قطعه بدون عیب و با استحکام کافی دارای پایداری است . اگر دو قطعه کاملاً نزدیک هم قرار گرفته و به هم بچسبند ، الکترونهای فرار از هر قطعه ، بین آندو مشترک می‌شود و در نتیجه نیروی عکس العمل بین سطوح زیاد می‌گردد . بنابراین وقتی دو سطح تماس کامل داشته باشند ، نیروهای عکس العملی بین اتمها ، خودبه خود زیاد شده و یک اتصال محکم و قدرتمند بوجود می‌آید . ولی در عمل ، یک فلز هرگز صیقل کامل نمی‌خورد و همواره اعجاج ماکروسکوپی در سطح دارد. [ ultra Mic or Macroscopic] و همین ناهمواریها ، مساحت واقعی تماس را چند برابر مقدار واقعی می‌کند . بدلیل وجود نقاط ناهموار میکروسکوپی ، لایه‌های سطحی فلز دارای انرژی سطحی قابل ملاحظه‌ای در اثر پیوندهای فلزی اشباع نشده ، جاهای خالی و نیز نابجائی‌ها Vacancies & Dislocations می‌باشد . بنابراین عکس العمل‌های شدیدی بین انتهای سطح فلز و محیط ایجاد می‌شوند . دقیقاٌ بلافاصله پس از سطح فلز ، یک ابر پیوسته از الکترونهای متحرک موجود است که متناوباً از سطح جدا و به آن مجدداً می‌پیوندند (dipole ۷ Double electric ) دانسیته بار این لایه که شامل دو قطب + و – می‌باشد ، ثابت نمی‌ماند و به هندسهٔ میکروسکوپی و سطح وابسته‌است . به همین دلیل لایه‌های سطحی فلز بسیار فعالند . سطح فلز همیشه با اکسیدهای مایع و گاز پوشانیده شده و هرگاه این سطح بطور ایده آل و در فشار کمتر از mmhg ۹- ۱۰ کاملاً تمیز شود ، سطح فلز عاری از این اضافات می‌شود . این سطح تمیز ، مدت زیادی نمی‌تواند دوام داشته باشد . تشکیل اتصال قوی مابین فلزات ، در متد پیوند سرد ، با تغییر شکل دو جانبه و طی سه مرحله انجام می‌پذیرد . در طی مرحلهٔ اول؛ سطوح مورد اتصال بایستی بطور کامل به هم نزدیک شوند . در مرحلهٔ دوم ؛ metallic contact یا اتصال بین فلزی شکل می‌گیرد . در مرحلهٔ سوم ؛ یک اتصال جوش قوی تولید می‌گردد . اکنون این مراحل به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد : زمانیکه دو سطح کنار هم قرار داده می‌شوند ، ناهمواری‌های میکروسکوپی و نقاط موجی شکل تشکیل می‌یابند . ابتدا این دو قطعه یکدیگر را در نقاط منفرد بالاتر از سطح ، لمس می‌کنند . برای تماس بیشتر به مساحت زیادتری نیاز است . این عمل بوسیلهٔ وارد آوردن نیرو انجام می‌شود . به دلیل وجود لایه‌های سخت و نازک اکسیدی ( Fragile ) میزان نیرو بسیار بالا خواهد بود . البته اگر نیرو کافی نباشد اتصالی بدست می‌آید که پلاستیستهٔ آن کم و استحکام ضربه‌ای آن ناکافیست . لایه‌های نازک روغنی یا ارگانیک آلی ، اثر به مراتب زیان آورتری دارند و اگر مقدارشان زیاد شود بطور کامل از ایجاد پیوند جلوگیری می‌کند و حتماً بوسیلهٔ حلال‌های قوی بایستی آنها را زدود . مرحلهٔ دوم هنگامی رخ می‌دهد که مساحت اتصال فلزی بین دو قطعه زیاد می‌شود و بلورهای مشترکی بین دو سطح تولید می‌گردد. زمانیکه تماس فلزی کاملاً شروع به شکل گیری می‌کند ، بلورها و شبکه‌های کریستالی ، توسط لایه‌های نازک از یک ترکیب پیچیده جدا می‌شوند . در حین این تغییر ، سطح فشرده شده در تماس با اتمسفر نیستند و هیچ گونه لایهٔ نازک دیگری نمی‌تواند شکل بگیرد . بنابراین فیلم‌های شکننده از میان رفته و لایه‌های مایع و گاز بخشی به بیرون رفته و بخشی جذب فلز شده به آن نفوذ می‌کنند . در مرحلهٔ سوم ، پروسه شامل حرکتهای مختلف ذرات ناشی از نفوذ است و به زمان کافی جهت تکمیل این مرحله ،احتیاج است . مراحل شکل گیری اتصال جوش که در بالا ذکر شد ، اساساً در فرآیندهای جوشکاری حالت جامد solid state welding استفاده می‌شود که می‌تواند به روشهای گوناگون اتصال یا کنار هم قرار دادن ، تشکیل تماس فیزیکی و ساختن اتصال قوی جوش خورده ، تقسیم شود . آشکار است که برای پیوند یا جوش سرد ، از متد جوش نفوذی و اصطکاکی استفاده شود . ( مراحل فوق برای متد انفجاری ، الکترومغناطیس ، مافوق صوت هم صادقند .) مهمترین وجه تمایز جوشکاری در حالت جامد ، با سایر متدهای جوش ، آن است که عمل ذوب ( اگرهم صورت بپذیرد ) ، نقش اصلی را ایفا نمی‌کند و جوش در حالت جامد انجام می‌شود . فرآیند جوشکاری در حالت جامد نیز هر یک به زیر دسته‌هایی تقسیم می‌شوند که متداولترین آنها عبارتند از :

– جوشکاری اصطکاکی Friction Welding – جوشکاری پتکه‌ای یا آهنگری Forge Welding -جوشکاری فشاری Pressure Welding – جوشکاری فراصوت ( با امواج صوتی ) ultrasonic Welding متدهای دیگری نیز در دسته بندی جزو جوش حالت جامد محسوب می‌شود که بدلیل آنکه از نظر کاربرد ، وسعت و معروفیت چندانی ندارند ، از ذکر آنها صرف نظر می‌شود

فرایندهای اکسی فیول

گروه فرایندهای جوشکاری است که در آن، اتصال با ذوب شدن توسط یک یا چند شعله گاز، با اعمال فشار یا بدون آن، با کاربرد فلز پر کننده یا بدون آن انجام می‌شود.

فرایند جوشکاری با لیزر

در این روش از پرتوی لیزر برای جوشکاری استفاده می‌شود.در جوشکاری لیزری دانسیته انرژی فراهم شده بسیار بیشتر از جوشکاری با قوس آرگون یا با مشعلهای اکسی اسیتیلن است.

از لیزرهای مختلفی می‌توان برای جوشکاری استفاده کرد مانند لیزر گاز کربنیکی یا لیزر یاقوت ولی باید دقت کرد که انرژی پرتو آنقدر زیاد نباشد که باعث تبخیر فلز شود.

جوشکاری با لیزر جوشکاری و برشکاری با استفاده از اشعه لیزر از روشهای نوین جوشکاری بوده که در دههای اخیر مورد توجه صنعت قرار گرفته و امروزه به خاطر کیفیت ، سرعت و قابلیت کنترل آن به طور وسیعی در صنعت از آن استفاده می‌شود .به وسیله متمرکز کردن اشعه لیزر روی فلز یک حوضچه مذاب تشکیل شده و عملیات جوشکاری انجام می‌شود . اصول کار و انواع لیزرهای مورد استفاده در جوشکاری : به طور عمده از دو نوع لیزر در جوشکاری و برشکاری استفاده می‌شود : لیزرهای جامد مثل Ruby و ND:YAG و لیزرهای گاز مثل لیزر CO۲ . در زیر اصول کار لیزر Ruby که از آن بیشتر در جوشکاری استفاده می‌شود توضیح داده می‌شود . این سیستم لیزر از یک کریستال استوانه‌ای شکل Ruby (Ruby یک نوع اکسید آلومینیوم است که ذرات کرم در آن پخش شده‌اند . ) تشکیل شده‌است . دو سر آن کاملا صیقلی و آینه‌ای شده و در یک سر آن یک سوراخ ریز برای خروج اشعه لیزر وجود دارد . در اطراف این کریستال لامپ گزنون قرار دارد که لامپ فوق برای کار در سرعت حدود ۱۰۰۰ فلاش در ثانیه طراحی شده‌است . لامپ گزنون با استفاده از یک خازن که حدود ۱۰۰۰ بار در ثانیه شارژ و تخلیه شده فلاش می‌زند و هنگامی که کریستال Ruby تحت تاثیر این فلاش‌ها قرار بگیرد اتمهای کرم داخل شبکه کریستالی تحریک شده و در اثر این تحریک امواج نور از خود سطع می‌کنند و با باز تابش این اشعه‌ها در سطوح صیقلی و تقویت آنها اشعه لیزر شکل می‌گیرد . اشعه لیزر شکل گرفته از سوراخ ریز خارج شده و سپس به وسیله یک عدسی بر روی قطعه کار متمرکز شده که بر اثر برخورد انرژی بسیار زیادی در سطح کوچکی آزاد می‌کند که باعث ذوب و بخار شدن قطعه و انجام عمل ذوب می‌شود . محدودیت لیزر Ruby پیوسته نبودن اشعه آن است در حالیکه انرژی خروجی ان بیشتر از لیزر‌های گاز مانند لیزر CO۲ است که در آنها اشعه حاصله پیوسته‌است، از لیزر CO۲ بیشتر به منظور برش استفاده می‌شود و از لیزر ND:YAG بیشتر برای جوشکاری آلومینیوم استفاده میشود . از انجا که در این روش مقدار اعظمی از انرژی مصرف شده به گرما تبدیل می‌شود این سیستم باید به یک سیستم خنک کننده مجهز باشد . در جوشکاری لیزر دو روش عمده برای جوشکاری وجود دارد : یکی حرکت دادن سریع قطعه زیر اشعه‌است تا که یک جوش پیوسته شکل بگیرد و دیگری که مرسوم تر است جوش دادن باچند سری پرتاب اشعه‌است . در جوشکاری لیزر تمامی عملیات ذوب و انجماد در چند میکروثانیه انجام می‌گیرد و به خاطر کوتاه بودن این زمان هیچ واکنشی بین فلز مذاب و اتمسفر انجام نخواهد شد و از این رو گاز محافظ لازم ندارد . طراحی اتصال در جوشکاری لیزر : بهترین طرح اتصال برای این نوع جوشکاری طرح اتصال لب به لب می‌باشد و با توجه به محدودیت ضخامت در آن می‌توان ازطرح اتصال‌های T یا اتصال گوشه نیز استفاده نمود . مزایای جوشکاری لیزر : – حوضچه مذاب می‌تواند داخل یک محیط شفاف ایجاد شود ( باعکس روشهای معمولی که همیشه حوضچه مذاب در سطح خارجی آنها ایجاد می‌شود ) . – محدوده بسیار وسیعی از مواد را مانند آلیاژها با نقاط ذوب فوق العاده بالا ، مواد غیر همجنس و … را میتوان به یکدیگر جوش داد . – در این روش میتوان مکان‌های غیر قابل دسترسی را جوشکاری نمود . – از آنجا که هیچ الکترودی برای این منظور استفاده نمی‌شود نیازی به جریانهای بالا برای جوشکاری نیست . – اشعه لیزر نیاز به هیچگونه گاز محافظ یا محیط خلایی برای عملکرد ندارد . – به خاطر تمرکز بالای اشعه منطقه HAZ بسیار باریکی در جوش تشکیل میشود . – جوشکاری لیزر نسبت به سایر روشهای جوشکاری تمیز تر است . محدودیت‌ها و معایب جوشکاری لیزر : سیستم‌های جوشکاری لیزرنسبت به سایر دستگاههای سنتی جوشکاری بسیار گران هستند و در ضمن لیزرهایی مانند Ruby به خاطر پالسی بودن اکثر آنها از سرعت پیشروی کمی برخوردارند ( ۲۵ تا ۲۵۰ میلیمتر در دقیقه ) . همچنین این نوع جوشکاری دررای محدودیت عمق نیز می‌باشد . موارد استفاده اشعه لیزر : از اشعه لیزر هم به منظور برش و هم به منظور جوشکاری استفاده می‌شود . این نوع جوشکاری در اتصال قطعات بسیار کوچک الکترونیکی و در سایر میکرو اتصال‌ها کاربرد دارد . از اشعه لیزر میتوان در جوش دادن آلیاژها و سوپر الیاژها با نقطه ذوب بالا و برای جوش دادن فلزات غیر همجنس استفاده نمود . به طور کلی این روش جوشکاری برای استفاده‌های دقیق و حساس استفاده میشود . از این روش میتوان در صنعت اتومبیل و مونتاژآن برای جوش دادن درزهای بلند استفاده نمود.

فرایند جوشکاری با باریکه الکترونی

کاربرد جریانی از الکترونها است که با ولتاژ زیاد شتاب داده شده‌اند و به صورت باریکه‌ای متمرکز به عنوان منبع حرارتی جوشکاری به کار می‌روند. به دلیل دانسیته بالای انرژی در این پرتو منطقه تفدیده بسیار باریک می‌باشد. و جوشی با کیفیت مناسب به دست می‌آید. این فرآیند به عنوان اولین فرایند جوشکاری بکار رفته برای ساخت بدنه جنگنده هااستفاده شد. بال جنگنده افسانه‌ای F-۱۴ یا Tomcat با استفاده از این فرایند ساخته شده‌است.

کنترل کیفیت و بازرسی

طبق طبقه بندی استانداردهای مدیریت کیفیت (ISO ۹۰۰۰)جوشکاری جزو فرایندهای ویژه طبقه بندی شده‌است. که این نشان دهنده این است که برای کنترل کیفیت و تضمین کیفیت این فرایند ویژه می‌باید پیش بینی‌های خاصی انجام داد.

ایمنی و بهداشت کار در جوشکاری

مراکز و موسسه‌های جوشکاری

انجمن جوشکاری آمریکا، AWS

انستیتو بین المللی جوشکاری، IIW

انیستیتو جوشکاری ادیسون، EWI

مرکز جهانی اتصال مواد، TWI

انیستیتو جوشکاری هُبارت،

منابع

ALTHOUSE, ANDEREW DANEL MODERN WELDING, ۱۹۷۶

METAL HANDBOOK ۸th EDITION VOL.۶ WELDING&BRAZING ۱۹۸۷

فرهنگ جوشکاری نوشته: پرویز فرهنگ، امیر حسین کوکبی

ابزار جوشکاری

برای انجام عمل جوشکاری در صنعت به ابزار زیر نیاز است:
فهرست مندرجات

۱ ماسک جوشکاری

۲ عینک جوشکاری

۳ الکترودگیر و اتصال

۴ دستکش‌ها و لباسهای حفاظتی جوشکاری

۵ چکش جوش

۶ دلر دستی و سنگ سنباده

۷ جعبه مشعل و وسائل

۸ مشعل‌های جوشکاری

۹ رگلاتور

۱۰ فشارسنج‌ها

۱۱ منبع

ماسک جوشکاری

جوش برق به علت جرقه قوی و پرتو فرابنفش بشدت به چشم صدمه زده و چندین مرتبه نگاه کردن با چشم غیر مسلح کافی است که عوارض و درد چشم را به همراه داشته باشد. که می‌توان از کمپرس آب سرد و غیره استفاده کرد. شیشه‌های عینکی در جوشکاری برق شماره گذاری شده و بر طبق جدول بایستی انتخاب شوند و طوری باشند که به سختی بتوان دور یک چراغ را تشخیص داد و به صورت انواع ماسک‌های دستی – صورتی و کلاهی ساخته شده اند. برای راحتی کارکردن و نیز کار در محلهای سخت انواع ماسک‌ها با تجهیزات مختلف استفاده می‌گردد.

عینک جوشکاری

نور شدیدی که به وسیله شعله اکسی استیلن تولید می‌شود چنانچه با چشم غیر مسلح به آنها نگاه کنیم سبب صدمه زدن به بافتهای چشم می‌گردد بنابراین باید همیشه یک عینک مناسب با شیشه رنگی که مورد تائید متخصص است به کار برد و مقدار تیرگی عینک باید طوری باشد که نور به اندازه لزوم جهت دیدن کار از آن عبور کند و چنانچه پس از برداشتن عینک از چشم نقاط سفیدی در حال جنب و جوش در برابر چشم دیده شوند. شیشه همه نورهای مضر را جذب نمی‌کند.

الکترودگیر و اتصال

اتصالات و الکترودگیرها نیز با ساختمانهای متفاوت طراحی گردیده‌اند و فنر الکترودگیر را نباید حرارت داد و بهتر است وقتی الکترود تا طول 5 سانتی متر باقیمانده آن را تعویض نمود که صدمه به انبر گران قیمت جوشکاری نزند.

گیره‌های مختلف اتصال به میز، اتصال تمیز و صحیح برای عبور جریان یکی از موارد مهم در جوشکاری برق است. در دنیای صنعتی فعلی مسئله وسائل اندازه گیری دقیق بسیار مهم است و حتی وسائل اندازه گیری الکترونیکی ساخته شده اند. قبل از هر چیز بایستی جوشکار توجه کند که عدم دقتهای قدیمی را به کنار گذارده و هر طرح و ساخته وی بایستی – مقاوم متناسب با وضع درخواستی و با حداقل مواد گران مصرفی باشد.

دستکش‌ها و لباسهای حفاظتی جوشکاری

استفاده از دستکش و پیش‌بند چرمی در هر نوع جوش برق و گاز ضروری است و پیشنهاد می‌شود زیرا ذرات مذاب فلز بر روی بدن و سر و صورت جوشکار پرتاب شده و سبب سوختگی بدن می‌گردد. توجه نمائید بهیچ وجه در حین جوشکاری از لباسهای پشمی استفاده نکنید و نیز برای جلوگیری از صدمات جرقه در حین جوشکاری از کلاه جوشکاری یا ماسک کلاه دار جوشکاری استفاده می‌گردد که سر و صورت را در مقابل ضربات احتمالی حفظ می‌نماید.

چکش جوش

برای برطرف نمودن شلاکه (گل جوش) است و برس برای تمیز نمودن سطح جوش از شلاکه جهت جوشکاری بعدی است.

دلر دستی و سنگ سنباده

وسائل مورد نیاز در کارگاههای جوشکاری – انتخاب صحیح و دقیق آنها یکی دیگر از مسائل است که در آموزش و در طرز کار و پیشرفت کار مهم هستند. سنگ سنباده دستی و دلردستی از آن جمله است. دلرها و سنگ سنباده‌ها با طرحهای متفاوت و متعدد از طرف کارخانجات ساخته شده‌اند آنچه درآموزش بیش از همه باید توجه کرد نکات ایمنی است.

جعبه مشعل و وسائل

جعبه مشعل‌های جوشکاری معمولاً کلیه وسایل لازم برای جوشکاری را دارا هستند. و مشعلهای جوشکاری را می‌توان به دسته بک سوار نمود و پیچ کرد و نیز در مواقع ضروری مشعل برش نیز به دسته بک سوار می‌شود – قرقره و بازو و سوزن برای تمیز نمودن معمولاً در این جعبه‌ها قرار دارد. شماره مشعل در قسمت سرمشعل حک شده است.

مشعل‌های جوشکاری

وظیفه مشعل تنظیم اختلاط گاز سوخت و اکسیژن به اندازه معین است که آن را با سرعت کمی بیشتر از سرعت احتراق از دهانه خود خارج نماید. مشعل‌ها بر دو نوع هستند:

مشعل فشار مساوی

مشعل انژکتوری یا فشار ضعیف

در مشعل انژکتوری اکسیژن با فشار 3 آتمسفر از سوراخهای ریز انژکتور مانند و دایره‌ای خارج شده و گاز سوخت را که در روزنه وجود دارد با خود بدرون محفظه اختلاط می‌کند و پس از مخلوط شدن به نسبت مساوی از سر مشعل خارج می‌شود که به مشعل فشار ضعیف یا انژکتوری معروف است. در نوع دیگر مشعل فشار مساوی اکسیژن و گاز سوخت با فشار مساوی وارد محفظ اختلاط گردیده و با هم مختلط می‌شود و هر دستگاه چند لوله اختلاط کننده با سر مشعل مربوطه دارد که از استیلن موجود در لوله‌های فشار قوی استفاده می‌گردد و با تعویض سر مشعل شعله‌های مختلف ایجاد می‌نمایند در روی لوله‌های اختلاط قطر ورقهای فولادی از 3/0 تا 30 میلیمتر و فشار گاز نوشته شده است و برای جوش دادن ورق فولادی به ضخامت 1 میلیمتر در هر ساعت حدود 100 لیتر اکسیژن و 100 لیتر نیز استیلن مصرف می‌گردد که در شرایط مساوی با هم مخلوط شده اند.

درموقع کار با مشعل جوشکاری باید به نکات مخصوص دقت شود: برای پاک کردن سر مشعل از سوهان استفاده نکنید و غالباً این کار را در کارگاهها انجام می‌دهند. این عمل سبب خواهد شد که سوارخ آن گشاد شود و بهتر است با تکه‌ای چرم پاک کنید و برای بازکردن قطعات مشعل از آچار مخصوص استفاده نمائید و انبردست به کار نبرید و سعی شود که سرمشعل سرد به مشعل گرم نپیچانید و لوله‌های اختلاط را عوض نکنید هر گاه اختلاط در کار مشعل روی داد فوراً شعله را خاموش نموده و علت آن را پیدا کنید.

سوراخهای مشعل را باید با سوزن مخصوص همان شماره پاک کنید و از وسائل دیگر استفاده نکنید. بازکردن و بستن شیر مشعل باید کاملاً آهسته انجام گیرد و موقع روشن و خاموش کردن اول شیر استیلن و سپس شیر اکسیژن را باز کنید و مشعل روشن را هرگز روی زمین قرار ندهید. از زدن روغن با مشعل کاملاً جلوگیری کنید و هرگز روغن نزنید و برای بازکردن یاچرب کاری از کف صابون یا گلیسیرین استفاده نمائید. چنانچه سرعت خروج مخلوط استیلن و اکسیژن از سر مشعل کمتر از سرعت احتراق آن باشد شعله بداخل مشعل پس می‌زند و در این حال بایستی مقدار هر دو گاز را زیاد کنید به رعایت نکات فوق کاملاً توجه فرمائید که باعث خطرات جانی نشود.

رگلاتور

به طوری که قبلاً ذکر شد فشار گاز در کپسول اکسیژن 150 آتمسفر و در کپسول آستیلن 15 آتمسفر است و جوشکاری با این فشارهای زیاد امکان‌پذیر نیست. بدین جهت بایستی فشار کپسول را کاهش داده و به فشار گاز تبدیل نمود فشار گاز با بزرگی و کوچکی سرمشعلی که برای جوشکاری به کار می‌رود تغییر می‌کند و مقدار آن معمولاً برای اکسیژن 5/0 الی 4 اتمسفر و برای آستیلن 2/0 الی 1 آتمسفر است فشار گاز در تمام مدت جوشکاری ثابت و یکسان است. عمل کاهش و تنظیم فشار گاز کپسولها به وسیله رگلاتور انجام می‌گیرد بنابراین رگلاتور دو وظیفه دارد:

فشار گاز داخل کپسول را به فشار کار تبدیل می‌نماید. فشار کاررا همیشه ثابت نگه می‌دارد. رگلاتور از لحاظ ساختمان مکانیکی بر دو نوع است:

الف – رگلاتور پستانکی

ب – رگلاتور سوپاپی

رگلاتورهای انژکتوری بیشتر متداول بوده که بدنه آن از برنج ساخته شده و به وسیله مهره‌ای به سوپاپ کپسول و دیگری برای نشان دادن فشار کار است و به وسیله پیچ به بدنه وصل شده است داخل رگلاتور از چند فنر و یک دیافراگم و انژکتور تشکیل شده است اگر پیچ تنظیم فشار در جهت عقربه‌های ساعت پیچانده شود فشار کار و در نتیجه مدار گاز زیاد می‌گردد و اگر گاز مصرف نگردد جریان آن به خودی خود قطع می‌گردد و هم چنین فشار کپسول هر مقدار باشد رگلاتور وظیفه خود را به نحو احسن انجام می‌دهد. فنرهای رگلاتور از بهترین فولاد و دیافراگم آن از برنز فسفردار و یا از ورقه‌های نازک فولادی و یا از لاستیک و انژکتور آن از برنز و نشیمن انژکتور از کائوچو یا از فیبر ساخته می‌شود رگلاتور سوپاپی نیز اصول کار آن مانند رگلاتور پستانکی است با این تفاوت که به جای پستانک (انژکتور) سوپاپ به کار رفته است اجزا مختلف این رگلاتور نیز مانند رگلاتور انژکتوری است و میله سوپاپ آن از فولاد بسیار عالی ساخته شده است.

رگلاتورها از لحاظ دفعات کاهش فشار به دو نوع تقسیم می‌شوند:

رگلاتور یک مرحله‌ای که فشار کپسول را در دو مرحله به فشار مطلوب تبدیل می‌نماید. رگلاتور دو مرحله‌ای که فشار کپسول در دو مرحله به فشار مطلوب تبدیل می‌گردد. مرحله اول معمولاً مرحله ثابت است یعنی فشار گاز در محفظه رگلاتور به وسیله دیافراگم غیر قابل تنظیم به مقدار ثابت و معین کاهش می‌یابد این فشار ثابت اکسیژن 5 اتمسفر و برای آستیلن 3 آتمسفر است. با استفاده از رگلاتور دو مرحله‌ای نوسان فشار گاز به کلی از بین می‌رود. هر رگلاتوری با وسیله اطمینانی مجهز شده است که دیافراگم و سایر اجزاء آن را در مقابل آسیبهای وارده و خرابی محافظت می‌نماید. وسیله اطمینان معمولاً پولکی است که به محافظ فشار ضعیف رگلاتور متصل است و در فشار بین 6 و 15 آتمسفر که کمتر از فشار ترکیدن دیافراگم است ترکیده و گاز را به هوای آزاد هدایت می‌نماید. مهره اتصال رگلاتور اکسیژن راستگرد و مهره اتصال رگلاتور گاز استیلن چپگرد هستند.

فشارسنج‌ها

یکی از حساس‌ترین قسمت‌های جوشکاری دستگاههای فشار سنج برای اکسیژن و هیدروژن است در انواع مختلف فشار سنجها برای اکسیژن- استیلن و سایر گازها پیش بینی شده‌اند که در روی کپسولها نصب می‌گردند.

فشار گاز استیلن در مخازن حداکثر تا 30Kp/cm2 مربع و فشار مصرف تا 5Kp/cm2 حداکثر است ولی معمولاً با فشار خیلی کمتر مخزن و حدود 5/1 تا 3 کیلو پوند بر سانتی متر مربع استیلن کار می‌شود.

منبع

دانشنامهٔ رشد .

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

پایان نامه gl/l (1211)

 

یکی از مهمترین وقایع قرن سوم هجری ابداع خط نسخ بوسیله ابن مقله( یا مقلد ) بود . هر چند برخی بر این عقیده اند که قبل از ابن مقله هم خط نسخ وجود داشته اما چیزی که مطمئن هستین بر آن است که وی این خط را به اوج و تکامل رسانده . از دیدگاهی دیگر می گویند که این خط در اواخر قرن دوم هجری ابداع شده ولی تا اواخر قرن سوم چندان متداول نبوده . اصل این خط از خط نبطی بوده است .

یکی از مهمترین ویژگی های خط نسخ شیوایی و سهولت در یادگیری آن است . به همین دلیل است که این خط موجب گسترش چشمگیر سواد در بین مسلمانان شد و در پیشرفت علمی و فرهنگی مسلمانان نقشی اساسی ایفا کرد . به عبارتی این خط به تمام سرزمین های شرقی مه تحت دین اسلام بودند رفت که در ایران بر زیبایی های آن افزوده شد . در کل هر چه بوده در آن زمان استفاده از این خط بسیار آسانتر از کوفی بوده .

دلیل این سادگی در خواندن این خط آن است که حروف و کلمات بسیار دقیق و با نظم خاص چیده می شوند . این خط رایج ترین خطوط برای کتابت قرآن بوده و امروزه نیز هست .میشه گفت که در حال حاضر خط بین المللی مسلمانان همین نسخ است . امتیاز مهم این خط در رعایت نسبت هاست .

اگر به نمونه های این خط دقت کنید به نسبت های دقیق آن پی خواهید برد .

بعدها پس از آمدن فن چاپ به ایران این خط بود که به شکل چاپی درآمد و بر اساس قواعد آن حروف چاپی سربی بوجود آمد .
**************************************

خط در دوره ی اسلامی

با آمدن اسلام به ایران و گسلیدن فرهنگ بعد از اسلام ایران از قبل از اسلام، مبحث خط نیز به دو قسمت می شود؛ قسمتى از آن مربوط به خطوط ماقبل اسلام در ایران قسمت دیگر مربوط به خط بعد از اسلام است.در این قسمت تاریخ خط فارسى همان تاریخ خط عربى است. که ابتدا اما تاریخ خط عربى به اجمال ذکر می کنیم.بنابر گفته ی جرجى زیدان چنین است. اعراب حجاز مدرکى دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولى از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیار بدست است که معروفترین این مردمان مردم یمنىاند که با حروف مسند مىنوشتند و دیگر نبطىهاى شمالاند که خطشان نبطى است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینى از کتابت خط بىبهره ماندند، کمى پیش از اسلام بعراق و شام مىرفتند و بطور عاریت از نوشتن عراقیان و شامیان استفاده مىکردند و چون به حجاز مىآمدند، عربى خود را با حروف نبطى یا سریانى و عبرانى مىنوشتند. خط سریانى و نبطى بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقى ماند و تدریجاً از نبطى، خط نسخ پدید آمد و از سریانى، خط کوفى. خط کوفى در ابتدا به خط حیرى مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در نزدیکی حیره ساختند، این خط نام کوفى گرفت. سریانیهاى مقیم عراق خط خود را با چند قلم مىنوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلى مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده است. عربها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلى) را از سریانى اقتباس کردند و یکى از وسائل نهضت آنان همین خط بوده است. بعدها خط کوفى از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه هستند. مورخین درباره ی شهرى که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانى از شهر قدیمى انبار به حجاز آمده است. و مىگویند مردى به نام بشربن عبدالملک کندى برادر اکیدربن عبدالملک فرمانرواى دومةالجندل، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرببن امیه، یعنى خواهر ابوسفیان را تزویج کرد و عدهاى از مردم قریش نوشتن خط سریانى را از داماد خودِ بشربن عبدالملک آموختند و چون اسلام پدید آمد، بسیارى از مردم قریش مقیم مکه خواندن و نوشتن می دانستند تا آنجا که پارهاى گمان کردند سفیانبن امیه اول کسى بود که خط سریانى را به حجاز آورد. بارى عربها در سفرهاى بازرگانى که به شام مىرفتند خط نبطى را از مردم حوران و از عراق خط کوفى را آوردهاند و همانطور که تورات به خط «سطرنجیلى» تحریر مىیافت، آنها قرآن را با «خط کوفى» نوشتند در «خط کوفى» و خط «سطرنجیلى» چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می شد، در کتابت مىافتاد چنانکه در اوابل اسلام مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملا مراعات می شد و به جاى «کتاب» «کتب» و به جاى «ظالمین» «ظلمین» مىنوشتند. پس از آمدن اسلام، عربهاى حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولى عده ی کمى از آنها نوشتن مىتوانستند و آنان از بزرگان صحابه شدند که بعضى از آنها «علىبن ابیطالب» و «عمربن خطاب» و «طلحةبن عبیدالله» بودند. در زمان خلفاى راشدین و بنىامیه، قرآن را به خط کوفى مىنوشتند و مشهورترین قرآننویس بنىامیه، مردى بود قطبهنام و خیلى خوشخط بود و به علاوه خط کوفى را با چهار قلم مىنگاشت. در اوائل دولت عباسى دوازده قلم خط به شرح زیر معمول بود:1- قلم جلیل 2- قلم سجلات 3- قلم دیباج 4- قلم اسطور مار کبیر 5- ثلاثین 6- قلم زنبد 7- قلم مفتح 8- قلم حرم 9- قلم مد مرات 10- قلم عمود 11- قلم قصص 12- قلم حرفاج.در زمان مأمون نویسندگى اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسى. و درنتیجه، خط کوفى به بیست شکل درآمد. اما خط نبطى یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و براى تحریرات غیررسمى معمول بود تا آنکه ابن مقله خطاط مشهور متوفى به سال 328 ه . ق. با نبوغ خود خط نسخ را بصورت نیکویى درآورد و آنرا جزء خطوط رسمى دولتى قرار داد و خطى که امروز معمول است، همان خط اصلى ابن مقله مىباشد. مشهور است که ابن مقله خط نسخ را از خط کوفى استخراج کرده است، ولى واقع آنست که خط کوفى و نبطى هر دو از اوائل اسلام معمول بوده و چنانکه گفته شد، کوفى را براى کتابت قرآن و امثال آن بکار مىبردند و نبطى در مکاتبات رسمى استعمال می شد. و ابن مقله اصلاحاتى در خط نسخ نمود و آنرا براى نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت. سپس به مرور زمان، خط نسخ فروعى پیدا کرد و به طور کلى دو خط نسخ و کوفى در کتابت عربى معمول گشت و هر کدام از آن شاخههایى داشت که در قرن هفتم هجرى مشهورترین آن به قرار زیر بوده است:ثلث، نسخ، ریحانى، تعلیقى و رقاعهمین قسم خطاطان بسیارى بوجود آمدند و کتابها و رسالههایى درباره خط و خطاطى پرداختند.درباره ی تاریخ خط فارسى در تذکره ی مرآتالخیال آمده است که انواع خطوط فارسى شامل: ثلث، رقاع، نسخ، توقیع، محقق و ریحان است و باز در آنجا آمده که خط هفتم تعلیق است که از رقاع و توقیع برآمده. پس از ذکر انواع خطوط مزبور نویسنده ی مرآتالخیال مىآورد: «گویند که از متقدمین خواجه تاجسلمان این خطها را خوب مىنوشت و خط هفتم که تعلیق باشد میر على تبریزى در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود». خط فارسى رافع اقلامى است از جمله: اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلى، جلى دیوانى، دیوانى، رقاع(رقعه)، ریحانى، سنبلى، سیاقت، شجرى، شکسته، شکسته ی نستعلیق و کوفى یا نسخ

 

**********************************

گفت وگو بابهرام سالکى کاتب قرآن عقیق و ریحان

شما باید کیمیاگر باشید

چنگیز محمودزادهبهرام سالکى متولد سال ،۱۳۳۶ در رشته عکاسى و گرافیک تحصیل کرده است اما سال ها پیش،  فعالیت خود را بر روى خوشنویسى متمرکز کرد. او تاکنون دو اثر به نام هاى «قرآن عقیق» و «قرآن ریحان» را کتابت کرده است که هر کدام داراى ویژگى هاى خاصى است. «قرآن عقیق» که کتابت آن ۱۳ سال وقت برد با خط کوفى پیرآموز،  یکى از خطوط فراموش شده کتابت به شکل نسخه خطى نگارش یافت. «قرآن ریحان» نیز با خط ریحان در مدت هشت سال کتابت شده است که این خط نیز حدود ۴۰۰ سال به فراموشى سپرده شده بود. با بهرام سالکى درباره این دو اثر گفت وگویى انجام دادیم .گروه فرهنگ و هنرخط ریحان با وجود قدمتى که دارد،  سالهاست که در کتابت قرآن به کار برده نمى شود و خط نسخ جایگزین تمام خطوطى شده که براى این کار استفاده مى شدند. چرا شما براى کتاب قرآن به سراغ این خط رفتید و ریحان را انتخاب کردید؟خط ریحان، یکى از خطوط اصلى و جلیل براى کتابت قرآن محسوب مى شود. نسخه هاى قدیمى و بسیار نفیسى از قرآن موجود است که همه آنها با این خط کتابت شده اند. خوشنویسان معروفى مانند یاقوت مستعصمى، جعفر بایسنقرى و علابیک تبریزى از این خط در کتابت قرآن استفاده کرده اند. قرآن معروف بایسنقرى که با ابعاد ۱۲۰*۱۸۰ نگارش شده بود نیز به خط ریحان است که هم اکنون ورق ورق شده و هر برگ از آن به عنوان اثرى با ارزش در یکى از موزه ها نگه دارى مى شود. البته وقتى خط ریحان، دانگ ضخیم ترى پیدا مى کند به آن؛ خط محقق مى گویند که بایسنقرى به همان خط محقق نوشته شده است که فقط در ضخامت با خط ریحان تفاوت دارد. خط ریحان از حدود ۴۰۰ سال قبل فراموش شد.چرا این خط به فراموشى سپرده شد؟یکى از علل راکد شدن آن، پایین آمدن سرعت کتابت با خط ریحان است. در عین حال کتابت با این خط، اوراق زیادى را به خود اختصاص مى دهد. با توجه به آنکه در گذشته صنعت چاپ وجود نداشت این دو عاملى که گفتم باعث مغایرت این خط با کتابت قرآن شد. در آن دوران، تهیه کاغذ کارى بسیار سخت و پرهزینه بود. به همین دلیل خط نسخ که بیشتر به کار کتابت مى خورد برجا ماند و خط هاى دیگر، حالت تفننى پیدا کردند. خط نسخ از زیبایى چندانى برخوردار نیست اما آسان، تندنویسى و موجز بودن آن موجب شد مورد توجه کاتبان قرآن قرار بگیرد. با خط نسخ مى توان در یک ورق کوچک، تعداد آیات زیادى را کتابت کرد که موجب مى شود قرآن از یک جلد بیشتر نشود و کل آیات آن در یک مجلد جاى بگیرد. البته خوشنویسانى مانند نى ریزى یا ارسنجانى خیلى سعى کردند خط نسخ را زیبا کنند و تا حدودى نیز موفق شدند اما در حالت کلى این خط از قابلیت زیبایى چندانى برخوردار نیست.شیوه کار شما در استفاده از این خط چگونه است؟من خط را با قلم مو نقاشى مى کنم. اسماعیل جلایر و بسیارى از خوشنویس هاى دیگر نیز با قلم مو مى نوشتند. ولى من کل این قرآن را با قلم مو نوشتم که استفاده از این شیوه،  کنترل ضخامت یک حرف را مشکل مى کند. ولى اگر این کنترل پدید بیاید، کاملاً مى توان به خط مسلط شد؛ به طورى که شلوغى و خلوتى آن از کنترل خارج نشود. یعنى کلمات در یک صفحه فشرده نشوند و در صفحه اى دیگر جدا از هم. به این امر، اصطلاحاً «خلوت و جلوت» مى گویند. البته این اتفاق در قرون گذشته روى مى داد.یعنى در اصول زیبایى شناسى آنها به این مبحث توجه نمى شد؟چرا، آنها زیبایى شناسى را به خوبى و در حد کمال مى شناختند؛ اما امکان بازگشتن را نداشتند و به همین دلیل، یکسرى محسنات را فداى محسنات دیگر مى کردند. باز هم مى گویم که در آن زمان،  سریع و تندنویسى از اهمیت زیادى برخوردار بود. از همین رو به جاى پرداختن به جزئیات به کلیت اثر نگاه مى کردند. این موضوع در همه هنرها وجود دارد. اگر هنرمندانى چون رافائل، داوینچى یا کمال الدین بهزاد به این شهرت رسیدند به این دلیل بود که هم به جزئیات و هم به کلیات آثار خود توجه مى کردند. همان طور که گفتم،  خوشنویسان گذشته کاملاً شناخت زیبایى شناسى داشتند. به طورى که هرچه در آثار آنها بیشتر تحقیق مى کردم،  حیرت زده تر مى شدم. در قطعه نویسى قدما این نکات کاملاً رعایت مى شد ولى وقتى قرار بود ۷۰۰ صفحه را کتابت کنند دیگر در ملاحظات ترکیب بندى و کشیدگى ها، چندان دقیق نمى شدند.در کتابت قرآن ریحان، زمان براى من اهمیت نداشت؛ چرا که مى دانستم صنعت چاپ از من حمایت مى کند و با کتابت یک اثر با ارزش با صرف زمان طولانى،  بعداً از امکان انتشار آن برخوردار خواهیم بود. به همین دلیل هشت سال وقت صرف کتابت قرآن ریحان کردم و تمام ملاحظات را در آن مدنظر قرار دادم. به نظر من خطاست که امروزه همه قرآن هاى چاپى به خط نسخ باشند. آنچه که در توان داریم را باید براى یک متن با ارزش مثل قرآن یا برخى متون ادبى صرف کنیم و تمام توان خود را به کار ببریم. زیبا بودن خط مى تواند مؤثر در رسا شدن مفهوم کلام خدا باشد. همین نکته را مى توان به طور ملموس ترى در قرائت قرآن دید. خوشنویسى قرآن، بعد از قرائت آن آغاز شد که این امر نشان مى دهد عده اى به این فکر افتادند که همان لذت گوش در شنیدن قرآن را براى چشم در دیدن آن پدید بیاورند. یک اثر وقتى مى تواند تأثیرگذارتر باشد که تمام حواس پنج گانه را به خود معطوف کند.در عین حال من قصد داشتم تفاوت خط نسخ و ریحان را به همه نشان دهم. چرا که تاکنون عموم مردم از دیدن خط ریحان محروم بودند و اصلاً نمى دانستند این خط چیست. به همین دلیل ۱۳ سال از وقت خود را صرف کتابت قرآن «عقیق» و هشت سال را نیز صرف قرآن «ریحان» کردم.خط ریحا
ن داراى هماهنگى ها عمودى و افقى خاصى است که از ویژگى هاى آن به شمار مى رود. ممکن است این ویژگى ها را تشریح کنید؟عوامل طبیعى در دنیا داراى هارمونى و ترکیب بندى خلقتى هستند. اگر دقت کنید، مى بینید که گاهى اوقات، یکى از این عوامل، خارج از قاعده شده است. مثلاً توقع دارید برگ هاى یک درخت در اندازه معینى باشند و یا شاخه ها رو به بالا رشد کنند. اما در یک درخت مى بینید که مثلاً یک شاخه،  کج رشد کرده است. این اتفاق، چشم انسان را ناراحت مى کند و چشم، خودش آن را پیدا مى کند. برخى از عواملى که به دست بشر هم خلق مى شوند از چنین قابلیتى برخوردارند. براى مثال خط نستعلیق به عروس خطوط اسلامى تبدیل مى شود. این خط به نظر من، زیباترین خط براى متون ادبى است. اگر بخواهیم حافظ را با خط ثلث بنویسیم، کاملاً نامأنوس مى شود. قدیمى ها هم این را خوب مى دانستند و دیدند که براى نوشتن متون ادبى، خطى ندارند و نستعلیق را ابداع کردند.خط ریحان هم داراى هماهنگى و پیچیدگى هاى خاص خود است. این خط در یک زمان به وجود نیامده و در طول زمان عده زیادى از هنرمندان بر روى آن کار کردند و آن را صیقل دادند. بعضى از خطوط از قابلیت پیشرفت برخوردار هستند که در طول زمان به حد کمال خود رسیدند. هر چقدر روى خط نسخ کار کنیم به زیبایى فوق العاده اى نمى رسد اما ریحان و نستعلیق از این امکان برخوردار بودند. به همین دلیل در طول زمان،  نقاط ضعف آنها حذف شد و به جایى رسیدند که مفردات، حروف و ترکیبات مانند جواهرى تراش خورده شدند. امروزه با توجه به صنعت چاپ و کارخانه هاى کاغذسازى اگر بخواهیم باز هم خودمان را از موهبت این خطوط محروم کنیم،  کار اشتباهى است.آرایه ها و تذهیب هاى قرآن ریحان نیز تفاوتى اساسى با قرآن هاى دیگر دارند و به نظر مى رسند با توجه به آثارى از عهد تیمورى و صفوى خلق شده باشند. شما در تذهیب ها به چه آثارى از گذشته توجه داشتید؟من چون در اصل گرافیست هستم و در این رشته دانشگاهى تحصیل کرده ام با دید تازه ترى به این تزئینات نگاه کردم. براى من یک شمسه یا ترنج به شکل خاصى معطوف نمى شد و در فکر این بودم که از شکل یک صدف، ترنج بسازم و یا از حالت یک درخت سرو استفاده کنم. اصول کار، همان اسلیمى است. اسلیمى مثل لوگوهایى است که بچه ها با آن بازى مى کنند و شکلهاى مختلفى مى سازند. اسلیمى ها، قطعات مختلفى اند که من با توجه به بازوها، گردشها و شاخه هاى اتصالى، ترکیب جدیدى براى آن پیدا کردم. در این دوقرآن، اصول کار همان اصول کلاسیک است فقط نوع ترکیب بندى و رنگ آمیزى را با نگاه جدیدى انجام دادم. من در این کارها سعى کردم تفنن هاى جدیدى را هم داشته باشم چرا که سلیقه امروز ما با ۵۰سال قبل و ۵۰سال بعد تفاوت مى کند. البته برخى سلیقه ها در تمام طول تاریخ مى مانند و همیشه زیبا هستند. براى مثال رنگهایى که در عصر تیمورى، صفوى و مغول در آثار هنرى به کار مى رفت آنقدر زیبا هستند که الآن هم هنوز زیبایى دارند. رنگ لاجورد، طلا و فیروزه همیشه براى فرهنگ ما جذاب است. اگر به مسجد شیخ لطف الله بروید، آن را یک تکه جواهر مى بینید که ۴۰۰سال است بر جا مانده و شناخت سازندگان آن را نشان مى دهد.اجازه بدهید این نکته را هم بگویم که در ۱۰۰سال گذشته، تذهیب ما به انحراف کشیده شد که دلیل آن نیز مخلوط شدن تذهیب با نقش فرش بود. آنچه در تذهیب به عنوان گلهاى گنده و رنگ تند باقى مانده، بیشتر نقش فرش است.چرا این اتفاق روى داد؟به دلیل آنکه با آمدن صنعت چاپ، کار تذهیب و آرایه ها راکد و آرام آرام فراموش شد. اما طراحان فرش همچنان به کار خود ادامه دادند و افرادى مثل باقرى و دردیان باقى ماندند. اگر فردى مى خواست مثلاً حافظ چاپ کند به سراغ طراحان فرش مى رفت و او هم براساس سلیقه خود، نقشى را خلق مى کرد. آن نقش و رنگها براى فرش خوب است و نه تذهیب. من به سرچشمه مراجعه کردم که ببینم در دوران تیمورى و صفوى، اصول اسلیمى ها چه بود این کار را حدود ۲۵سال پیش انجام دادم و براساس سلیقه خود به خلق این آثار پرداختم. این آرایه ها را هم در قرآن «عقیق» و هم در قرآن «ریحان» به کار بردم که عقیق به دلیل حجم و سختى کار هنوز چاپ نشده اما تاکنون حدود ۴۰۰ نسخه از قرآن ریحان چاپ شده است.شما در قرآن عقیق نیز به سراغ یکى از خطوط فراموش شده قرآن رفتید و به تغییراتى در خط کوفى دست زدید. دلیل این کار چه بود؟قرآن عقیق را حدود سال۶۱ به عنوان نسخه خطى نوشتم و براى چاپ نبود. فرق نسخه خطى وچاپى در این است که یک موقع بر روى کاغذ دست ساز با رنگهاى طبیعى کار مى کنید که هم خط و هم کاغذ در آن جمع مى شوند ولى وقتى براى چاپ کار مى کنید، مى توانید خط را حتى روى کاغذ گلاسه  بنویسید و آرایه هاى آن را یک فرد دیگر به طور جداگانه انجام دهد و بعد این دو در چاپخانه، کنار هم قرار بگیرند. در این نسخه خطى که من بر روى آن کار کردم، ۱۳سال براى نوشتن یک جزء از قرآن وقت صرف شد. در نگارش آن از ۷۰۰گرم طلاى ناب ۲۴عیار استفاده کردم و رنگهاى گیاهى مثل نیل، زعفران و گردویى، رنگهاى معدنى مثل لاجورد، رنگهاى حیوانى ورنگهاى شیمیایى مثل سفیدآب و سبز زنگارى در آن دیده مى شود که در نقوش مختلف به کار گرفته شدند.خط به کار گرفته شده در قرآن عقیق، کوفى پیرآموز است؟بله. تا اوایل دوران مغول، خط رایج قرآن نویسى خط کوفى بود. البته چون حدود ۸۰۰سال از این خط استفاده نشد، آن را ۴۰ تا ۵۰درصد تغییر دادم و آن را خواناتر کردم. این کار، وظیفه من بود و مى بایست آن را انجام دهم. حدود دوسال فقط روى م
فردات این خط کار کردم تا خواناتر شود. اجراى این خط از ریحان هم مشکل تر است و باید هم از قلم نى و هم قلم مو در نگارش آن استفاده کرد. همین مسأله باعث کندى کتابت قرآن عقیق شد. زمانى که مى خواستم کار کتابت قرآن عقیق را انتخاب کنم در انتخاب خط کوفى یا ریحان تردید داشتم؛ چرا که هر دو بسیار زیبا و در امر نسخه نویسى بسیار تأثیرگذار بودند. در نهایت چون خط پیرآموز مهجورتر بود آن را انتخاب کردم. بعد از پایان قرآن عقیق به سراغ ریحان آمدم تا این دو خط فراموش شده، دوباره زنده شوند. ما به راحتى خط ریحان را فراموش کردیم. متأسفانه برخى مى گفتند نستعلیق خط ایرانى است و بقیه خطوط عربى و به همین دلیل نباید کارى به آنها داشت. در حالى که همه این خطوط متعلق به ماست و ایرانى ها و استادان خوشنویسى، آثارى با تمام این خطوط دارند. من پس از پایان قرآن عقیق، آن را براى چاپ هم نوشتم. براى یک جزء دست نویس آن ۱۳سال صرف کردم اما براى ۳۰جزء چاپى آن دوسال وقت صرف شد. البته در آن زمان، همه آرایه ها و شکل اصلى خطوط مشخص شده بود.آیا قرآن عقیق را هم چاپ خواهید کرد؟اگر بتوانم چاپ قرآن ریحان را با نظارت کیفى به پایان برسانم به سراغ آن هم مى روم.شما سفرهاى بسیارى به کشورهاى حاشیه خلیج فارس و روسیه داشتید. آیا این سفرها هیچ کمکى به خلاقیت و نوآوریهاى شما کردند؟خیر. چون هدف این سفرها، شناساندن فرهنگ ما به آنها بود و آنها چیزى نداشتند به من بدهند. من مى بایست براى تکمیل اطلاعات خود به اصفهان یا زنجان مى رفتم؛ چنانکه در مسجد جامع شیراز یک ترکیب رنگى خاص دیدم که بعداً با آن یک ترنج ساختم. اما به کشورهاى دیگر براى معرفى فرهنگ غنى خودمان رفتم تا بفهمند آثار ما در حدى است که براى آنها، حیرت آور باشد. البته در موزه هرمیتاژ آثار بسیار باارزشى دیدم که در حیطه دیگرى از هنر بود و به رشته من مربوط نمى شد. باید این را بدانیم که در کتاب آرایى، ایران حرف اول و آخر را زده است. سالوادور دالى، نقاش سوررئالیست یک انجیل را تزیین کرده و در آن، انواع سنگهاى قیمتى را به کار برده اما به هیچ وجه قابل مقایسه با کتابهاى درجه سه دوران تیمورى ما نیست. براى دست یافتن به هنر کتابت، شما باید کیمیاگر باشید.در حال حاضر مشغول انجام چه کارهاى تازه اى هستید؟در طول این سالها بر روى مجموعه اى به نام «مرقع جانان» نیز کار کردم. در آن ۱۰۰تابلوى نقاشى، مینیاتور، نقاشیخط، خوشنویسى وتذهیب را خلق کردم که در هر کدام از آنها یکى از اسامى خداوند نقش بسته است و اشعار متفکرین دنیا را به زبان خودشان در آنها خوشنویسى کردم. در این کار از اشعار افرادى چون شکسپیر، ویلیام بلیک، دانته، حافظ، مولوى، خیام، معرى، متنبى و دیگران استفاده کردم. البته شروع این کار تفننى بود و مى خواستم نشان دهم که انسانها به غیر از تفاوت رسم ها و فرهنگها، نقاط مشترکى نیز دارند و مثلاً نگاه حافظ و شکسپیر به خداوند شبیه به هم است.الآن هم با تمام توان مشغول نوشتن قرآن به خط نسخ هستم تا مسأله قرآن عثمان طه که در کشور ما رایج و همه گیرشده است رفع شود و یک قرآن به خط نسخ خوشنویسى ایرانى نیز داشته باشیم.

***************************************

«« ثلث »»

بنا به قولی ، خط ثلث را ‌« ابوعلی بن مقله بیضاوی » ( همون ابن مقله که در مطلب خط نسخ ازش گفتم )۱ ، در قرن سوم هجری ابداع کرده و بعد از آن « ابن بواب » انواع گوناگون ثلث تزیینی را ابداع کرد و اوست که زیبایی و ظرافت را به این خط اضافه کرده .

از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی می گویند داشتن 3/1 سطح (خطوط مستقیم) و 3/2 دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن هست. از هنرمندان ثلث نویس معاصر می‌توان افراد زیر را نام برد:

1-حامد آلامدی در ترکیه

2- هاشم محمد بغدای در عراق

3- احمد نجفی زنجانی

و 4- طاهر در ایران

‌الفبای کشیده و بلند و دوایر نسبتاً کم عمق و باز تو در تو نوشته شدن از خصوصیات این نوع خوشنویسی است.  همین تو در تو نوشتن و سوار بر یکدیگر شدن کلمات باعث شده تا از درجه خوانایی آن کم ‌شود.

این خط از لحاظ ظاهری بی شباهت به خط محقق نیست با این تفاوت که در این خط برخلاف محقق دور حروف بیشتر و اندازه آنها کوچکتر است. ریتمی که در اثر تکرار ضربه‌های عمودی و بلند حروف در این خط ایجاد می‌شود القاء کننده قدرت عظمت و بزرگی است. مهمترین کاربرد خط ثلث در کتیبه نویسی است خط ثلث دارای بار مذهبی نیرومندی می‌‌باشد و به همین لحاظ در دوره پس از انقلاب در آثار گرافیکی برای نوشتن آیات قرآن و ادعیه بکار می‌رود. همچنین در عناوین برخی مجله‌ها پشت جلد کتاب و طرح تمبر و … نیز بکار برده می‌شود.
********************************************

خط و خوشنویسى

خط شکل مکتوب کلام است و انتقال مفاهیم به شکل عینى ماهیت اصلى خط و خوشنویسى است. خوشنویسى یکى از هنرهاى اصیل و سنتى کشور است. قرن‌هاست این هنر به‌عنوان پررونق‌ترین و جلوه‌سازترین شاخه هنر زیباى ایرانى شناخته شده است و یکى از ابعاد فرهنگ اصیل ایرانى را بوجود آورده است. خوشنویسى والاترین منزلت را در میان هنرهاى اسلامى دارد و یکى از تعاریف خوشنویسى در متون اسلامى این است: خوشنویسى هندسهٔ روحانى لغاتى است که به‌ وسیلهٔ ابزار مادى تجسم مى‌یابد.

__________________

سیر تکاملى خوشنوسى در ایران

طبق آنچه که در رسالات و کتب مؤلفان مشهور بعد از اسلام آمده، اولین شخصى که خط نوشت ”مرا مر ابن مرّه“ از شبه جزیرهٔ عربستان بود و اولین کسى که در صدر اسلام قرآن نوشت و به حسن خط شهرت داشت خالد ابن ابوهیاج بود که براى عمر بن عبدالعزیز قرآنى با زر نوشت. بعد از آن‌که کوفه به‌صورت شهر بزرگى درآمد، خط کوفى در این شهر رواج یافت و رونق گرفت و به خط کوفى شهرت یافت. قدیمى‌ترین قرآن به خط کوفى متعلق به اواخر قرن سوم هجرى است. بعداً نسخ در کتابت قرآن بجاى خط کوفى بکار رفت و در قرن بعد خطوط دیگرى توسط خوشنویسان ایرانى پدید آمد و تا مدت‌ها بعد از تکوین خط‌ هاى عربی، خوشنویسى مقامى والاتر و بالاتر از نقاشى داشت. خطى که در قرون اسلامى در ایران رواج داشته و به آن خوشنویسى مى‌کرده‌اند و امروزه نیز خطى رسمى است، در اصل از الفباى عربى مى‌باشد. عرب‌ها پیش از اسلام بر اثر ارتباط با اقوام متمدن‌تر با خط و زبان نبطى و سریانى آشنا شده بودند و از هر یک از این دو خط استفاده مى‌کردند. خط‌‌هاى نبطى و سریانى از خطوط سامى بود و تقلید آن براى عرب‌ها امکان‌پذیر. خط اولى منشأ خط نسخ شد و دومى اصلى خطّ کوفى است. بعد از اسلام ظاهراً هر دو خط به‌کار مى‌رفته است. خط نسخ بیشتر براى تحریر نامه‌ها و خط کوفى براى کتابت مصحف‌ها، کتیبه‌ها و سکه‌ها استفاده مى‌شد. از اواخر دورهٔ امویان و اوایل عباسیان قلمرو خط عربى وسعت یافت و به‌تدریج در ایران ومصر و شمال آفریقا انتشار و رواج یافت و کم‌کم از دو خط مذکور اقلام دیگرى پدید آمد. قبل از اسلام در ایران انواع خط از جمله خط میخی، پهلوى و اوستایى رایج بود و حتى از آثار برجاى مانده چنین برمى‌آید که ایرانیان در نوشتن آنها هماهنگى و ضوابط خاصى داشته‌اند. اما با پذیرش اسلام توسط ایرانیان، خط و زبان قرآنى رواج یافت. در آخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری، شخصى به نام ابن مقلد بیضاوى شیرازی، وزیر مقتدر خلیفهٔ عباسى و برادرش ابوعبدا… حسن به هرج و مرج در اقلام گوناگون پایان دادند و با تکمیل اقلام موجود (چهارده نوع) و هندسى کردن ابعاد حروف و تعیین اساس قواعد دوازده‌گانه در خط، خوشنویسى را تحت ضابطه در آوردند و پایهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند. خط نسخ از زمان ابن مقلد به‌ بعد به قالبى بهتر درآمد و شهرت قابل توجهى یافت. ابن مقلد قواعد خوشنویسى را به دو بخش تقسیم کرده است: حسن تشکیل و حسن وضع. حسن تشکیل قاعدهٔ اصول و نسبت از آن پدید مى‌آید و دیگرى حسن وضع که قواعد ترکیب و کرسى از آن استفاده مى‌شود. بعد از ابن مقلد خطاطان دیگر نیز به‌تدریج این اصول را بسط دادند. این قواعد عبارتند از: – قاعدهٔ اصول: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بیاض، ارسال. یعنى حسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات مذکور. – قاعدهٔ نسبت یا تناسب: یعنى حروف و شکل‌هاى مشابه هم، در همهٔ موارد به یک اندازه باشند. – قاعدهٔ ترکیب: یعنى آمیزش هماهنگ و دلپذیر حروف، کلمات، جمله‌ها و سطرها با یکدیگر به ‌گونه‌اى که از حسن ترکیب برخوردار باشد. – قاعدهٔ کرسى: یعنى نوشتن با توجه به خط کرسى انجام شود. دو اصطلاح صفا و شأن صفت خطى است که به مرحلهٔ کمال رسیده باشد. صفا حالتى است که طبع را شاد و چشم را روشن سازد. و شأن کیفیتى است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و احساس خستگى نکند. بعد از ابن مقله، ابن بوّاب، در ضمن بکار بستن قواعد دوازده‌گانه، با سنجش حروف با میزان نقطه، قواعدى را در خوشنویسى پیشنهاد کرد و با دقت در تراش قلم و انتخاب مرکب و نیز با ترتیب شاگردان متعدد در تکمیل اقلام ثلث و نسخ و رقاع تأثیرگذار بود. طى دو قرن پس از ابن بّواب، خوشنویسى توسط خطاطان متعدد رونق گرفت؛ تا این‌که یاقوت مستعصمى ظهور کرد و از میان اقلام متعدد رایج شش قلم ثلث، نسخ، ریحان، محقق، توقیع و رقاع را برگزید و در زیبا گرداندن آنها ابتکاراتى به‌خرج داد. اقلام سته به خطوط اصول نیز مشهورند. خوشنویسان ایرانی، خطى وزین و سبک روح را از خط تعلیق مشتق ساختند که نستعلیق نام گرفت. نستعلیق که از واژه‌هاى نسخ و تعلیق شده در قرن نهم هجرى توسط ایرانى‌ها ابداع شد و همچنان نیز خط ملّى آنان محسوب مى‌شود. واضع خط نستعلیق میرعلى تبریزى بود، که قواعد پیچیدهٔ حاکم بر آن را نیز تدوین نموده در زمان سلطنت شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ هـ .ق) خط نستعلیق جاى نسخ را گرفت و خط منتخب براى نگارش دیوان‌هاى شعر، داستان‌هاى حماسى و دیگر رواوین گردید. یک قرآن کامل به خط نستعلیق نیز موجود است که این نسخهٔ منحصر بفرد که براى کتابخانه شاه‌طهماسب در سال ۹۴۵ هـ . توسط شاه‌محمود نیشابورى کتابت شده است که نمایش قدرت و زیبایى خط نستعلیق به شمار مى‌آید. دوران سلطنت شاه‌عباس بزرگ، دورهٔ طلایى خط نستعلیق به شمار مى‌رود. در این دوران خوشنویسان بنامى رسد کردند که معتبرترین آنها میرعماد حسینى است. در قرن نهم همچنین خورشید بلندپایه خط و خوشنویسى سلطان على مشهدى ظهور نود و شهرتش در زمان حیات عالم‌گیر شد. در قرن دهم ستارگان بسیارى چون شاه‌ محمود نیشابوری، سلطان محمد خندان، بابا شاه تربتی، پیرمحمد شاگرد میرعلی، سید احمد مشهدی، محمود سیاوشانی، شیخ مرشدالدین شیرازی، شاه‌محمد مشهدى در آسمان هنر خوشنویسى این سرزمین درخشیدند. میرعلى هروى استاد الاساتید خط نیز در این دوران ظهور کرد. وى قواعد خط را به نظم در آورد و آثارى چون هفت اورنگ جامی، چهل حدیث (سه نسخه)، گلستان سعدی، و بسیارى از آثار ادبى و فره
نگى این سرزمین را به قلم جادویى خود مزین کرد. از مهمترین حوادث خط و خوشنویسى در قرن دوازدهم، ظهور درویش عبدالمجید طالقانى استاد مسلم خط شکسته است. از بزرگان دیگر خط در این قرن احمد نیریزى است. او از نسخ‌نویسان بزرگ زمان خود است و در نستعلیق و شکسته نیز مهارت دارد. در قرن دوازدهم هجرى خط نسخ متمایل به نستعلیق گردید و در قرن سیزدهم و چهاردهم هجرى قمرى به‌تدریج به خوشنویسى و نستعلیق توجه شده است و مشاهیر عمده این هنر عبارتند از: وصال شیرازى و فرزندانش، میرزا محمدرضا کلهر، میرزا غلامرضا اصفهانی، و عماد‌الکتاب. خط نستعلیق به دست هنرمندان ایرانى متولد شد، میرعماد حسنى آن‌را به درجهٔ کمال رسانید و تا زمان میرزا محمدرضا کلهر ادامه یافت. در دورهٔ معاصر على اکبر کاوه، حسن زرین خط، سید حسین و سید حسن میرخانى و هنرمندان بنام دیگرى در این خط و شیوه هنرنمایى داشته‌اند
*****************************

انواع خط

خط شناسان خطوط اصلى را شش خط دانسته‌اند که به اقلام سته معروفند و عبارتند از: رقاع، ثلث، ریحان، محقق، توتیع و نسخ در ایران و دیگر سرزمین‌ها خطوط متعددى ابداع شد که تعداد این خطوط را براى زبان‌هاى اسلامى شصت نوع مى‌دانند. امروزه در ایران از چهار نوع خوشنویسى بیشتر از انواع دیگر استفاده مى‌شود: نسخ و ثلث، نستعلیق و شکسته نستعلیق خطوط ایرانی سایر خطوط
***********************

خطوط ایرانى

خطهاى ایرانى تعلیق، نستعلیق و شکسته نستعلیق مى‌باشد. با ضابطه‌مند شدن خط تعلیق در دوران صفویه، مقدمات ظهور نستعلیق فراهم شد. این دو خط در میان ایرانیان و ملل ترک وارد و زبان رشد یافت و سهم مهمى در پیشبرد خوشنویسى اسلامى داشت. خط شکسته نیز از ابداعات ایرانیاناست که در پیوند با تعلیق و نستعلیق قرار دارد. تعلیق نستعلیق شکستهٔ نستعلیق تعلیق از قرن پنجم هجرى در نسخ تحریرى (شیوهٔ ایرانی)، بتدریج دگرگونى‌هایى پدید آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ایرانى خطى بوجود آمد که مقتبس از آن و نیز خط توقیع و رقاع بود و بنام خط تعلیق کمال و رواج یافت. این خط در تحریر کتاب‌ها و دیوان‌هاى شعر یکار مى‌رفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت. نیاز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پیوستگى حروف و کلمات مجاز شود و خطى بوجود آمد که شکسته تعلیق نامیده شد. این قلم خاص کاتبان دیوان بود که گاهى ”ترسّل“ نیز نامیده شده است. امروزه خطاطان ایرانى با تعلیق کمتر آشنایى دارند. پس از رواج خط تعلیق، عثمانى‌ها و مصرى‌ها در آن تصرفاتى موافق با سلیقه خود ایجاد کردند و شیوهٔ خود را ”دیوانی“ نامیدند. نستعلیق در بین انواع خوشنویسى که از ابتداى اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعلیق زیباترین نوع خوشنویسى محسوب مى‌شود؛ بطورى که آن را ”عروس خطوط اسلامی“ لقب داده‌اند. نستعلیق که آمیختهٔ دو خط تعلیق و نستعلیق گفته شده، توسط میرعلى تبریزى به کمال دست یافت و حرکتى نو آغاز شد. خط نستعلیق از همهٔ شرایط زیبایى برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزونی، استواری، تناسب، حسن ترکیب و هم‌آهنگى ذوق و سلیقه. علاوه بر زیبایى منظر، سهولت و سرعت تحریر نستعلیق و نیز آسانى قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعلیق خطى است با قاعده و حروف این خط را ملهم از زیبایى طبیعت دانسته‌اند. در سى – چهال سال اخیر تا امروز توجه به خط نستعلیق روزافزون بوده است و خوشنویسانى توانا در این زمینه ظهور کرده‌اند. از هنرمندان خوشنویسى نستعلیق معاصر که در ترویج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترویج این نوع خط شده‌اند، مى‌توان از عماد‌الکتاب، سید حسین میرخانی، سید حسن میرخانی، على‌اکبر کاوه را مى‌توان نام برد. اصول خط نستعلیق امروزه همان است که میرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سیزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شیوۀ میرعماد تغییراتى ایجاد کرد که در زیباتر شدن و تطبیق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسى داشت. میرزا غلامرضا اصفهانى نیز از هنرمندان همین دوره است که نستعلیق را بسیار استادانه مى‌نوشت. بهرحال بارزترین مشخصهٔ نستعلیق زیبایى آن است. شکستهٔ نستعلیق از انواع خوشنویسى ایران، خط شکسته نستعلیق است که داراى پیچش‌ها و حرکت‌هاى بسیار زیبایى است. مشخصهٔ بارز آن روان‌نویسى و تندنویسى است. این خط از ابداعات ایرانیان است که مستقیماً در پیوند با تعلیق و نستعلیق مى‌باشد. از اوایل قرن یازدهم و آخر دورهٔ صفویه، خط شکسته نستعلیق بدلیل کثرت کاربرد و نیاز به تندنویسى بوجود آمد. مهم‌ترین خوشنویس این خط، درویش عبدالمجید طالقانى (نیمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته نستعلیق را از نستعلیق در اوایل قرن یازدهم به مرتضى قلیخان شاملو و برخى نیز به محمد شفیع هروى معروف به شفیعا نسبت داده‌اند. هنرمند دیگر این خط سید على اکبر گلستانه در قرن سیزدهم است که شیوهٔ درویش عبدالمجید را ادامه داد. شکسته نستعلیق بعد از یک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنویسان واقع شده است. حروف و کلمات در این نوع خوشنویسى از شکل‌هاى متنوع زیبایى برخوردار است. حرکت در این خط از نستعلیق آزادتر است. از شکسته نستعلیق براى نوشتن متن‌هاى ادبى و شاعرانه فارسی، پیام‌هاى شاد و کارت‌هاى تبریک بهره گرفته مى‌شود این نوع خوشنویسى در نقاشیخط و گرافیک نیز کاربرد وسیعى دارد.

__________________
********************

سایر خطوط1

اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان است. این اقلام توسط یاقوت مستعصمى از بیان اقلام مختلف انتخاب شد. وى در زیبا کردن این خطوط ابتکاراتى بخرج داد و در واقع این خطوط توسط وى ظهور کرد. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند. کوفی ریحان توقیع رقاع ثلث نسخ محقق کوفى نخستین نوع خوشنویسى که قرآن به آن نوشته شد کوفى بود. بعد از ظهور اسلام در ایران، این خط نیز رواج یافت. با تأسیس شهرهاى کوفه و بصره در دومین دههٔ شکوفایى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زیادى به زبان و خط عربى داشتند و کوفه نقش تعیین‌کننده‌اى در خط مکّى – مدینه‌اى داشت؛ و خط جدیدى پدید آمد که بنام خط کوفى مشهور شد. خط کوفى در نیمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسید و سه قرن دوام یافت. بطورکلى خط کوفى در دون نوع ظاهر شده است. یکى تحریری، کتابتی، ساده و تزئینى و موشّح و دیگرى کوفى بنّایى ومعقّلی. خط کوفى تزئینی، از قرن دوم هجرى عامل بسیار مهمى در هنر اسلامى براى سوره‌هاى قرآن مجید، نوشته‌هاى روى سکه‌ها و لوحه‌هاى یادبود بشمار مى‌آمد. اما مهم‌ترین جلوۀ خط کوفى تزئینى را باید در قرن چهارم هجرى در کتیبه‌هاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعالیت داشتند، جست‌وجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهایى شکل تزئینى یافت و این تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه یافت. از این زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئینى گشت. خط بنایى یا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنایى تشکیل شده از خطوط مستقیم عمود برهم که زوایایى را بوجود مى‌‌آورد. اصل و منشأ خط کوفى از خط سریانى است. خط کوفى ایرانى نیز براساس نتایج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. این خط کوفى شیوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مویین به یکدیگر پیوسته و در آن شباهتى با خط اوستایى و پهلوى یافت شده است که آن را کوفى شیوهٔ ایرانى نامیده‌اند. خط کوفى در ایران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بیشتر در کتابت قرآن و تزئین ابنیه و کتب، ظروف و … بکار مى‌رفته است. ثلث خط ثلث با ساختارى ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتاب‌ها و کتیبه‌ها بکار مى‌رفته است. انواع گوناگون ثلث تزئینى توسط ابن‌بواب و یاقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و دیگر کتب مذهبى بکار مى‌رفته است. ابن‌بواب زیبایى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد. خط ثلث در ایران براى نوشتن عنوان سوره‌هاى قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحه‌ها، و بخصوص در کتیبه‌ها و کاشى‌کارى‌ها بکار رفته است و هنوز نیز رایج مى‌باشد. ریحان خط ریجان از خط نسخ مشتق شده است؛ اما از خط ثلث نیز بهره گرفته است ولى از آن ظریف‌تر است. خط ریحانى بسیار نزدیک به خط محقق است. این خط از ابداعات على ابن – عبیدالله ریحانى است و به همین دلیل نام ریحانى گرفته است. برخى نیز آن را به ابن‌بواب نسبت مى‌ٔهند، زیرا براى این خط و زیباسازى آن تلاش‌هاى شایانى کرده است. برخى نیز خط ریحان را مشتق از خط محقق مى‌دانند که سال‌ها پس از آن پدید آمده است. این خط همهٔ محاسن و ویژگى‌هاى خط محقق را دارد. ولى ظریف‌تر از آن نوشته مى‌شود و به ظرافت و لطافت ممتاز است

__________________

سایر خطوط (۲)

نسخ خط نسخ، در آغاز خطى بوده هم پایهٔ خط کوفی. اصل این خط از خط ”نبطی“ مى‌باشد. خط نسخ بطورکلى از اواخر قرن دوم هجرى رایج شد. ولى تا اواخر قرن سوم هجرى چندان متداول نبود. این خط به تمام سرزمین‌هاى شرقى که تحت لواى اسلام بوده‌اند، گسترش یافت. ایرانیان براى نیازهایى چون کتابت نوعى نسخ بکار مى‌بردند که متفاوت بود. امتیاز مهم خط نسخ در رعایت نسبت است، که یکى از قواعد مهم خوشنویسى مى‌باشد که موجب زیبایى خط است. ابن‌مقلد تناسبات خط نسخ را استحکام بخشید و آن را به یکى از سطوح متعالى خوشنویسى رسانید. در حال حاضر در کشورهاى اسلامی، خط نسخ اهمیت بسیار دارد و در تحریر آن بکار مى‌رود. حروف چاپ و ماشین تحریر نیز با این قلم فراهم آمده است و کتاب‌ها و نشریات نیز به همین خط چاپ مى‌شوند، که البته با نسخ قرآنى تفاوت‌هایى مختصر دارد. خواندن و نوشتن در خوشنویسى نسخ بسیار ساده و روان است؛ علت آن نظم خاص و دقیقى است که در چیدن حروف و کلمات در داخل سطر بکار مى‌رود. توقیع تقویع در لغت به معنى امضاء است که توقیعى نیز گفته شده است. این خط در زمان خلافت مأمون ابداع شده است. تحول نهایى خط توقیع در قرن چهارم هجرى اتفاق افتاد. احمد بن محمود ملقب به ابن خازن از شاگردان نسل دوم ابن بواب و از مریدان وی، شوکت لازم را به این خط بخشید. در اواخر قرن نهم هجری، نوع درشتى از خط توقیع در ترکیه ابداع شد که موردپسند ترک‌ها بود. اما میان عرب‌ها چندان متداول نگشت. خط توقیع را مشتق از خط ثلث دانسته‌اند. محقق محتقق نخستین طخى است که در آغاز خلافت عباسیان از کوفى استخراج شد و نزدیکترین خطوط به آن است. و نیز اولین خطى است که ابن مقلد تهذیب و هندسى کرده است. ابن‌بواب تکامل نهایى را به آن بخشید. خط محقق چهار قرن محبو‌ب‌ترین خط میان خوشنویسان جهت کتابت قرآن در تمام سرزمین‌هاى اسلام در شرق بوده است. تأثیر ذوق ایرانى در این خط کاملاً بارز است. محقق خطى است باشکوه و اندام درشت و فواصل منظم، یکدست و ساده. رقاع رقاع در لغت به معنى صفحهٔ کوچک است. این خط از خطوط نسخ و ثلث مشتق شده است. خط رقاع در مکاتبات خصوصى و کتاب‌هاى عرفى و روى کاغذهاى در ابعاد کوچک رواج داشت. رقاع از خطوط محبوب خوشنویسان عثمانى بود و توسط خوشنویس مشهور شیخ حمدالله الاماسى اصلاحات لازم در آن صورت گرفت. این خط تدریجاً توسط دیگر خوشنویسان ساده‌تر شد و از رایج‌ترین خطوط گردید. امروزه خط رقاع از متداول‌ترین خطوطى است که در سرتاسر دنیاى عرب بکار مى‌رود. خط رقاع بر اثر نیاز به تندنویسى و مختصر نوشتن، در مکاتبان بکار مى‌رفته است.

__________________

ابزار خوشنویسى

براى خوشنویسى ابزار و وسایلى لازم است: قلم نی، مرکب و لیقه و دوات، قلم‌تراش، قط‌‌زن و زیرمشقی. تهیه ابزار خوب همیشه باعث بهتر نوشتن و تمیزى کار است و هر یک از وسایل باید داراى مشخصات خاصى باشد تا نتیجهٔ مطلوب حاصل شود. قلم قلم تراش قط زن دوات (لیقه و مرکب) کاغذ قلم قلم مهم‌ترین ابزار نوشتن است. گفته مى‌شود قبل از تراشیدن، به آن نى مى‌گویند و بعد از تراشیدن، قلم گفته مى‌شود. بهترین نوع قلم نى که براى نوشتن مناسب است، قلم دزفولى است. این نى از نیزارهاى جنوب کشور و در منطقهٔ خوزستان و دزفول بدست مى‌آید. قلم خود باید سرخ مایل به قهوه‌‌اى سوخته باشد و به‌عبارت دیگر سرخ و سفید باشد. و سیاه، زرد یا خاکسترى نباشد. گره و پیچ نداشته باشد؛ زیاد کوتاه یا بلندنباشد. محکم باشد و گوشت داخل قلم سفید باشد. ”سلطانعلى مشهدی“ از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجرى در رسالهٔ خوشنویسى خود دربارهٔ قلم چنین سروده است: اوّلاً مى‌کنم بیان قلم بشنو این حرف از زبان قلم که قلم سرخ رنگ مى‌باید نه به سختى چو سنگ مى‌باید نه سیاه و نه کوته و دراز یاد گیر اى جوان ز روى نیاز نه بر او پیچ و نه در او تابى مُلک خط راست نیک اسبابی معتدل، نه ستبر و نه باریک و اندرونش سفید و نى تاریک گر قلم سخت باشد وگرنست دست از این و آن بباید شست اگر قلم خوب تراشیده شود، نوشتن آن آسان مى‌گردد. در تراش قلم، ابتدا روى قلم را بر مى‌دارند که بهتر است از طرف رویش آن باشد و تا حدى برداشته مى‌شود که به قسمت سخت نزدیک پوست قلم برسد. سپس پهلوهاى قلم تراشیده مى‌شود. میدان قلم نباید زیاد بلند یا کوتاه باشد. بهترین حد به اندازهٔ قطر قلم است. بعد دَم قلم را شکاف کوچکى مى‌دهند که فاق گفته مى‌شود و بعد عمل قط زدن انجام مى‌شود که زدنِ سرقلم است، با زاویهٔ مناسب و توسط فشار دست بر پشت قلمتراش. در قلم‌هاى درشت‌تر پشت قلم نیز برداشته مى‌شود، که این مرحله قبل از قط زدن انجام مى‌گیرد. قلم تراش اگر قلمتراش کُند باشد، قلم ضایع خواهد شد. بهتر است قلمتراش براى برداشتن میدان قلم و قط زدن پهن و محکم باشد. و براى خالى کردن پهلوهاى قلم باریک باشد. سلطانعلى مشهدى مى‌گوید: با تو ذکر قلمتراش کنم حرفهاى نگفته فاش کنم تیغ او نه دراز و نه کوتاه تُنُک و پهن نیست خاطرخواه تا که در خانهٔ قلم گردد وان قلم قابل رقم گردد قط زن قط‌ زن، معمولاً از چوب سخت و استخوان مانند آبنوس و عاج ساخته مى‌شود و اگر از جنس شاخ باشد بهتر است. قط زن باید صاف و تقریباً سخت باشد. امروزه از نی، کائوچو و نظایر ان استفاده مى‌شود. دوات (لیقه و مرکب) مرکب خوشنویسى، مرکب مخصوصى است که معمولاً به‌صورت سنتى ساخته مى‌شود و انواع دیگر آن و جوهر خودنویس براى مصرف خوشنویسى مناسب نیست. مرکب خوشنویسى به دو صورت مایع و خشک وجود دارد. مرکب خشک را تا مدت‌ها مى‌توان نگهدارى کرد. براى استفاده از مرکب خشک ابتدا آن را در مقدار مناسبى آب جوشیده سرد شده حل مى‌کنند. از آب مقطر و گلاب نیز استفاده مى‌شود. بعد از این‌که کاملاً حل شد، به‌وسیلهٔ پارچه‌اى آن را صاف مى‌کنند. مرکب براى آن که آمادهٔ نوشتن گردد، در ظرفى ریخته مى‌شود بنام دوات. دوات مى‌تواند از جنس شیشه یا پلاستیک یا چینى باشد. دوات نباید زیاد کوچک یا بزرگ باشد. و دهانهٔ آن باید گشاد و عمق آن تقریباً کم باشد. این ظرف باید درى محکم و غیرقابل نفوذ داشته باشد. لیقه مقدارى نخ ابریشم طبیعى یا مصنوعى است، که داخل دوات قرار مى‌دهند و روى آن مرکب مى‌ریزند. لیقه از ریختن مرکب جلوگیرى مى‌کند؛ و خاصیت مهم آن تنظیم مقدار مرکب روى قلم در هنگام نوشتن است. از پنبه و اسفنج براى این کار نباید استفاده کرد. کاغذ هر نوع کاغذى مناسب خوشنویسى نیست. کاغذهاى ناصاف و ناهموار باعث سایش نوک قلم نى مى‌شود و مناسب نیست. براى خوشنویسى باید از کاغذهاى نرم و لغزنده مثل کاغذهاى گلاسه و نیمه‌گلاسه استفاده شود.
*************************************

گونه‌هاى مختلف خوشنویسى1

یک اثر خوشنویسى مى‌تواند در قالب‌ها و گونه‌‌هاى مختلفى ارائه شود. هر یک از این قالب‌ها داراى اصول و شرایط خاصى است که باید از سوى هنرمند رعایت شود تا نتیجهٔ صحیح به‌دست آید. این قالب‌ها عبارتند از: سطر، دو سطر، سیاه مشق، چلیپا، کتابت، قطعه، کتیبه. در طى سالیان این قالب‌هاى متعدد براى ترکیب کلمات و حروف ایجاد شدند و هنرمندان، آیات قرآنى و متون ادبى و علمى و اشعار زیبا را در این قالب‌ها نوشته‌اند و خوشنویسان با وفادارى به اصول این قالب‌ها آثار بدیع و بسیار زیبایى خلق کرده‌اند. سطر‌نویسی دو سطر‌نویسی سیاه‌ مشق چلیپا کتابت سطرنویسى به مجموعهٔ کلمات و جمله‌هایى که روى خط کرسى قرار مى‌گیرند، سطر گفته مى‌شود. سطر ساده‌ترین قالب براى ارائه نوشته در خوشنویسى بشمار مى‌رود و از ارکان مهم آن به حساب مى‌آید. سطر ممکن است یک جملهٔ کامل باشد یا چندین جمله را در خود جاى دهد. گاهى نیز ممکن است جملهٔ کامل هم نباشد. بنابراین تعداد سطرها در یک صفحه را، خط کرسى‌هاى موجود در آن صفحه مشخص مى‌کنند. اصول و ضوابط کلى سطر شامل دو قسمت مهم مفردات سطر و ترکیب سطر مى‌شود. مفردات سطر اجزاى سطر است؛ شامل حروف، کلمات و اتصالات؛ که بکارگیرى قواعد حروف و کلمات انجام مى‌گیرد. ترکیب سطر، چگونگى قرار گرفتن حروف و کلمات در داخل سطر و نحوه ارتباط بین آنهاست؛ بطورى که سطر در زیباترین شکل خود قرار گیرد. مجموعه اجزاى یک سطر باید در داخل سطر، بصورتى اصولى و زیبا کنار هم چیده شوند، تا سطر زیباتر بنظر آید. در ترکیب سطر، ذوق و سلیقه و ابتکار شخص در زیبایى آن نقش اساسى دارد. قواعد و اصول اولیهٔ ترکیب‌بندى سطر عبارتند از: رعایت کرسى حروف و کلمات، رعایت فاصلهٔ حروف و کلمات، کشیده‌ها و جایگاه آنها در سطر، سوار کردن حروف و کلمات، اتمام سطر. خط کرسى یا خط زمینه در یک سطر براى آن‌که چشم به‌خطا نرود و حروف و کلمات در جایگاه خود قرار گیرند، بکار مى‌رود. در سطر، باید فاصلهٔ حروف و کلمات یکسان و یکنواخت نسبت بهم نوشته شوند، تا سطر زیباتر و خواناتر شود. معمولاً فاصله بین حروف و کلمات یک سطر، به اندازهٔ یک نقطه قلم است. معمولاً در هر سطر یک یا دو حرف به‌صورت کشیده نوشته مى‌شود. بعضى حروف الفباى فارسى در خط نستعلیق مى‌توانند به‌صورت کشیده یا مدّ نوشته شوند. برخى خروف خود، قابل کشیدن نیستند؛ اما در اتصال با حروف دیگر قابل کشیدن مى‌شوند. مثل حرف غ وقتى به م متصل شود به‌صورت کلمهٔ ”غم“ قابل کشیدن خواهد شد. کشیده‌ها براى ایجاد توازن و زیبایى استفاده مى‌شوند و شکل‌هاى متنوعى به سطر مى‌بخشند. محل قرار گرفتن آنها براساس تشخیص و سلیقه و تجربهٔ خوشنویس، مى‌تواند زیبایى اثر را چند برابر کند. در قطعات خوشنویسی، بخصوص نستعلیق، بعضى از حروف و کلمات از جاى اصلى خود خارج و بالاى کلمهٔ قبل از خود قرار مى‌گیرند و سوار مى‌شوند و انسجام بیشترى به سطر مى‌دهند. سوار کردن حروف و کلمات باعث ایجاد توازن بین سیاهى‌ها و سفیدى‌ها در یک اثر خوشنویسى مى‌شود. البته بعضى از حروف در قواعد خوشنویسى نباید سوار شوند. سطرهاى خوشنویسی، بویژه نستعلیق در آخر به طرف بالا صعود دارد. یعنى یا کمى بالاتر از سطر نوشته مى‌شود یا روى کلمهٔ قبل از خود سوار مى‌شود، که به این عمل اتمام سطر گویند.

__________________

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.

همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. در بعد کسب و کار نیز، روز به روز بر تعداد شرکت هایی که اطلاع رسانی محصولات، خدمات و رویدادهای خود را از طریق بلاگ انجام می دهند افزوده می شود.

  • milad milad
  • ۰
  • ۰

این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد.

مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!

اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.

همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگاه های خود را در قالب هنر بیان می کنند، تاثیر بیشتری بر محیط پیرامون خود می گذارند.

  • milad milad